|
غربت نامه
|
||
|
تومیپرسی زمن حال دل غمدیده ات چون شد..........دلم شدخون وخون شدآب وآب ازدیده بیرون شد |
تقدیم به کسی که ناله هایم رانشنیدوچشمان بارانی ام راندید.
به کسی که عشق را باپول معاوضه کرد
وهرگز به صداقت دستانم نیندیشید.هرکجاهست خدایا به سلامت دارش.
راه بـی عبـور
روزی میـای سـراغ مـن کــه رفتـه ام زدست تـو
فـدای مهـربــون دلـت هستیـم فـدای هست تــو
روزی میـای کــه دیگـه مــن مسـافـرشهـر غمم
چشـاتـو گـریـون می کنی اونـروز بــرای ماتــمـم
روزی میـای کـه پــرشده کـاسه رنـج وصبـر مـن
گـلاب اشکـت میپـاشی تــو روی سنگ قبـرمــن
روزی میـای بادستـه گـل سرمـزارم مـی شینی
خــوش آمـدی میگـم ولی دیگـه منـو نمی بـینی
روزی میـای عـزیـز مـن کـه عاشقت مـرده دیگـه
آرزوی داشتـن تـــو بــا خـود بـه گـور بـرده دیگــه
روزی میــای کـه دیگـه مـن خـالی زهر بـرو بیـام
بـه سیـــنه صدهــا آرزو رو دست ایــن اهـلـییــام
روزی میــای و میبینی عشـقو بهت نشون میــدم
اومــدنت دیـره ولی مـن عاشـقونه جـون می دم
روزی میـای خـوش آمدی به قبـرسوت وکـور مـن
خــوش آمــدی رهــگـذرم بــه راه بـی عبـور مــن
روزی میـای پـامی ذاری به قبر (خاکـی) و غمیـن
می بینی جـام چه خـالیه کـم شـدم ازروی زمیـن
یدالله کریمی نژاد(خاکی اهلی)
دبی ۵/۴/۲۰۰۹
|
|